داستان کودکانه لیمویی موضوع اصلی این مطلب است و در ادامه نکات آن را بررسی میکنیم.
در باغی پر از میوههای رنگارنگ، لیمویی، لیموترشی کوچک، آرزو دارد که طعمش شیرین شود تا بتواند در جشن کودکان شرکت کند و نوشیدنی خوشمزهای داشته باشد. اما لبخندی روی صورتش نیست و فکر میکند هیچ کاری فایده ندارد.
دوست مهربانش، توتی، دست لیمویی را میگیرد و پیشنهاد میدهد که با هم بروند توت فرنگی بچینند. آنها بعدازظهر را با چیدن توت فرنگیها میگذرانند و لیمویی حتی برگی روی سرش میگذارد تا توتی را بخنداند. اما دل لیمویی هنوز میخواهد برای جشن چیزی شیرین بیاورد.

صبح روز جشن، مادر لیمویی یک شیشه کوچک آب لیمو به او میدهد و میگوید: «این را برای نوشیدنیهای جشن ببر.» لیمویی کمی اخم میکند و میگوید: «اما ترشه.» مادرش توضیح میدهد که شربتی که با آب لیمو درست میکند هم ترش است، اما خوشمزه.
در جشن، میزها با پرچمهای رنگی و لیوانهای راه راه تزئین شدهاند. توتی از لیمویی دعوت میکند که کمک کند. آنها آب توت فرنگی را در پارچ بزرگی میریزند، هلویی آب هلو اضافه میکند و موزی یخها را میاندازد. سپس کمی آب سرد میریزند و نوشیدنی صورتی رنگی درست میشود.
توتی کمی از نوشیدنی مینوشد و میگوید: «شیرینه، ولی یه چیزی کم داره.» هلویی فکر میکند شاید آب هلوی بیشتری لازم است، اما وقتی اضافه میکنند، موزی میگوید: «حالا زیادی شیرینه.»

لیمویی شیشه کوچک آب لیموی ترش خود را بغل میگیرد و فکر میکند که شاید ترشی آب لیمو بتواند نوشیدنی را خوشمزهتر کند. از دوستانش میپرسد آیا میتواند کمی از آب لیمویش را اضافه کند و آنها موافقت میکنند که ابتدا در یک لیوان امتحان کنند.
با اضافه کردن چند قطره آب لیمو و هم زدن، توتی چند جرعه مینوشد و میگوید: «همین بود که کم داشت! لیمویی، چه خوشمزه شد!» هلویی نیز با ذوق سر تکان میدهد و موزی میگوید: «یه کم ترش، یه کم شیرین، خیلی هم خوشمزه!»
در نهایت، همه با هم به پارچ بزرگ آب لیمو اضافه میکنند تا نوشیدنی به تعادل ترشی و شیرینی برسد. توتی لیوانها را پر میکند و لیمویی با لبخند جرعهای بزرگ مینوشد. توتی میگوید: «هر کدوممون یه مزه داریم. ببینین کنار هم چه خوشمزه شدیم!»

همه لیوانهایشان را به هم میزنند و هورا میکشند و کمی بعد زیر پرچمهای رنگارنگ جشن میرقصند. این داستان نشان میدهد که تفاوتها و همکاری میتوانند نتیجهای دلپذیر و شیرین به همراه داشته باشند.
داستان کودکانه لیمویی



منبع و مطالعه بیشتر: دلگرم




