هر کسی که یک بار طراحی چهره را امتحان کرده باشد، می‌داند بینی یکی از سخت‌ترین بخش‌های صورت است. خط روشنی ندارد، با نور تغییر می‌کند و کوچک‌ترین خطا در اندازه‌اش، کل چهره را عوض می‌کند. هنرمندان قرن‌ها پیش از جراحان به تناسب بینی و چهره فکر کرده‌اند و جالب است که جراحی زیبایی امروز هم به همان پرسش قدیمی برمی‌گردد: چه چیزی یک چهره را هماهنگ می‌کند؟

نسبت‌ها؛ زبان مشترک هنر و آناتومی

ماجرا دست‌کم به روم باستان می‌رسد. ویتروویوس، معمار رومی، در نوشته‌هایش از نسبت‌های بدن انسان به‌عنوان الگویی برای هماهنگی در معماری یاد کرد. حدود هزار و پانصد سال بعد، لئوناردو داوینچی همین ایده را در طراحی مشهوری تصویر کرد که امروز با نام «انسان ویتروویوسی» شناخته می‌شود. دانشنامه بریتانیکا در معرفی انسان ویتروویوسی این اثر را مطالعه‌ای درباره نسبت‌های بدن آرمانی انسان بر پایه قاعده‌های ویتروویوس می‌داند.

این ایده در کلاس‌های طراحی چهره هم به شکل ساده‌تری زنده مانده است. یکی از اولین درس‌ها این است که صورت از روبه‌رو به سه بخش تقریباً برابر تقسیم می‌شود: از رستنگاه مو تا ابرو، از ابرو تا پایین بینی و از پایین بینی تا نوک چانه. در این تقسیم، بینی به‌تنهایی یک‌سوم میانی صورت را می‌سازد. قاعده دیگری هم می‌گوید پهنای پایین بینی تقریباً با فاصله دو گوشه داخلی چشم هم‌اندازه است.

در نمای نیم‌رخ هم قاعده‌های مشابهی وجود دارد. طراحان یاد می‌گیرند که خط پیشانی، پشت بینی و چانه را با هم بسنجند و زاویه میان بینی و لب بالا را با دقت ببینند. اگر چانه در طرح کمی عقب‌تر کشیده شود، بینی بدون هیچ تغییری بزرگ‌تر به نظر می‌رسد؛ اگر پیشانی برجسته‌تر باشد، همان بینی کوچک‌تر دیده می‌شود. یعنی اندازه بینی در چشم بیننده همیشه نسبی است.

هیچ‌کدام از این قاعده‌ها فرمول دقیق زیبایی نیستند. آن‌ها ابزار هنرمند برای دیدن درست‌اند؛ خط‌هایی که کمک می‌کنند چشم بفهمد چرا یک طرح «درست» به نظر می‌رسد و طرح دیگر «جایی‌اش می‌لنگد».

چرا بینی در طراحی چهره این‌قدر سخت است؟

چشم و لب مرز روشنی دارند، اما بینی بیشتر از سطح و سایه ساخته شده است. طراح با یک خط دور تا دور، بینی را نمی‌سازد؛ بلکه با سایه کنار تیغه، نقطه روشن روی نوک و سایه زیر پره‌ها، حجم آن را القا می‌کند. اگر این سایه‌ها کمی جابه‌جا شوند، بینی پهن‌تر، بلندتر یا حتی کج به نظر می‌رسد.

همین ویژگی در دنیای واقعی هم وجود دارد. وقتی نور روی صورت می‌تابد، دو خط روشن ملایم از کنار ابروها تا نوک بینی دیده می‌شود. هنرمندان و جراحان هر دو به این خط‌های نور توجه می‌کنند، چون پیوستگی و تقارن آن‌ها، بیشتر از اندازه بینی، حس هماهنگی را منتقل می‌کند. بینی کوچکی که خط‌های نورش شکسته است، معمولاً از بینی متوسطی با خط‌های نرم و پیوسته ناهماهنگ‌تر به نظر می‌رسد.

تقسیم چهره به سه بخش برابر در طراحی و جای بینی در آن
تقسیم چهره به سه بخش برابر در طراحی و جای بینی در آن

وقتی قاعده‌ها شکسته می‌شوند

هنرمندان فانتزی بهتر از هر کسی می‌دانند که شکستن قاعده هم ابزار است. یک جادوگر پیر با بینی بلند و خمیده، یک الف با بینی باریک و کشیده یا یک غول با بینی پهن، همه با اغراق در نسبت‌ها ساخته می‌شوند. این اغراق عمدی است و شخصیت را در یک نگاه به بیننده معرفی می‌کند.

اما صورت واقعی قرار نیست شخصیت فانتزی باشد. اغراق در صورت واقعی، به‌خصوص در بینی که مرکز چهره است، به جای جذابیت حس ناهماهنگی می‌سازد. به همین دلیل بینی‌های خیلی کوچک یا خیلی سربالا که گاهی در عکس‌ها جذاب به نظر می‌رسند، روی صورت زنده و در حرکت و لبخند، اغلب مصنوعی دیده می‌شوند. چهره‌های واقعی هم هیچ‌وقت کاملاً با خط‌کش هنری جور نیستند و همین تفاوت‌های کوچک، بخشی از هویت هر صورت است.

نقاشان پرتره این را خوب می‌دانند. پرتره‌ای که همه نسبت‌هایش با خط‌کش تنظیم شده باشد، معمولاً سرد و بی‌روح از آب درمی‌آید. آنچه یک چهره را به یاد ماندنی می‌کند، ترکیب نسبت‌های کلی هماهنگ با جزئیات منحصربه‌فرد است؛ کمی انحنا در پشت بینی، نوکی که اندکی گرد است یا تفاوت جزئی دو طرف صورت. هدف هنرمند پاک کردن این جزئیات نیست، بلکه قرار دادن آن‌ها در یک کل هماهنگ است.

جراحی بینی؛ هنری با محدودیت‌های زنده

جراح بینی هم مثل طراح به تناسب، نور و پیوستگی خط‌ها فکر می‌کند، اما با یک تفاوت بزرگ: ماده کار او زنده است. ضخامت پوست، استحکام غضروف، شکل استخوان و مهم‌تر از همه تنفس، محدودیت‌هایی می‌سازند که روی کاغذ وجود ندارند. پاک‌کن هم در کار نیست؛ هر تغییر باید از پیش سنجیده شود.

برای همین در جراحی‌های امروز گرایش به نتیجه‌ای است که «عمل‌کرده» به نظر نرسد؛ بینی‌ای که با یک‌سوم میانی صورت، با چانه و لب‌ها و با خط‌های نور هماهنگ باشد. اینکه چرا برخی جراحی‌ها چنین نتیجه‌ای دارند و چه چیزی بینی را طبیعی نشان می‌دهد، در این یادداشت با زبانی ساده توضیح داده شده است. نویسنده آن، دکتر احسان شفیعی، جراح فک و صورت و رینوپلاستی در تهران است.

جمع‌بندی

از ویتروویوس و داوینچی تا کلاس‌های طراحی چهره امروز، یک ایده ثابت مانده است: زیبایی صورت بیشتر از تناسب می‌آید تا از اندازه یک عضو. تناسب بینی و چهره همان چیزی است که هم طراح و هم جراح دنبالش هستند؛ با این تفاوت که جراح با بافت زنده، تنفس و هویت هر صورت کار می‌کند. برای تصمیم درباره درمان، معاینه حضوری لازم است.

mja.calon

نویسنده مجله گندمک؛ مطالب با تکیه بر تجربه عملی و منابع معتبر تهیه می‌شوند.