غار میرملاس لرستان موضوع اصلی این مطلب است و در ادامه نکات آن را بررسی می‌کنیم.

غار میرملاس در کوه سرسرخن و در فاصله حدود ۲۰ کیلومتری شهر کوهدشت واقع شده است. این غار که در دل رشته‌کوه‌های زاگرس جای گرفته، به‌عنوان کهن‌ترین نگارخانه صخره‌ای منطقه شناخته می‌شود که نقاشی‌های پیش از تاریخی را با رنگدانه‌های طبیعی روی صخره‌ها به تصویر کشیده است.

غار میرملاس لرستان: موقعیت جغرافیایی و ویژگی‌های طبیعی غار میرملاس

غار میرملاس در منطقه‌ای کوهستانی و نیمه‌خشک از شهرستان کوهدشت استان لرستان قرار دارد. این منطقه بخشی از زاگرس مرکزی است که ساختار زمین‌شناسی چین‌خورده و پرشیب دارد و سنگ‌های آهکی فراوانی در آن دیده می‌شود. این سازندهای آهکی زمینه‌ساز شکل‌گیری غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای متعدد شده‌اند.

غار میرملاس لرستان؛ نمایی از ورودی غار میرملاس در کوه سرسرخن لرستان

غار در دامنه‌ای صخره‌ای واقع شده که از یک سو به دره‌های عمیق و از سوی دیگر به ارتفاعات مشرف است؛ موقعیتی که در گذشته برای زیست موقت یا پناه گرفتن گروه‌های انسانی بسیار مناسب بوده است.

اقلیم منطقه تابستان‌های گرم و زمستان‌های نسبتاً سرد دارد و نوسانات دما به همراه رطوبت فصلی از عوامل مهم فرسایش طبیعی صخره‌ها و تهدیدکننده نقاشی‌های کهن محسوب می‌شوند. پوشش گیاهی منطقه استپی و کوهستانی است و جانورانی مانند بز کوهی، گراز و پرندگان شکاری در آن زیست می‌کنند که برخی از آن‌ها در نقاشی‌های غار به تصویر کشیده شده‌اند.

تاریخچه پژوهش و کشف علمی غار میرملاس

اگرچه مردم بومی از دیرباز از وجود نقش‌های صخره‌ای در این غار آگاه بودند، شناخت علمی و مستندسازی آن از میانه دهه ۲۰۰۰ میلادی آغاز شد. بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱، هیئتی مشترک از پژوهشگران ایرانی و بلژیکی به سرپرستی Marcel Otte و L. Remacle به بررسی محوطه‌های صخره‌ای لرستان پرداختند و میرملاس را به‌عنوان یکی از محوطه‌های شاخص هنر صخره‌ای معرفی کردند.

نقاشی‌های پیش از تاریخی روی صخره‌های غار میرملاس لرستان

پس از آن، مطالعات تکمیلی در قالب پایان‌نامه‌ها و مقالات باستان‌شناسی انجام شده است، اما هنوز پرسش‌هایی درباره گاه‌نگاری دقیق و معنای نمادین نقوش باقی مانده که این غار را به محوطه‌ای زنده برای پژوهش تبدیل کرده است.

نقاشی‌های صخره‌ای میرملاس؛ روایت‌هایی از زندگی کهن

نقاشی‌های غار میرملاس با رنگدانه‌هایی از مواد معدنی طبیعی مانند اکسیدهای آهن و منگنز روی سنگ‌های آهکی اجرا شده‌اند. رنگ‌های اصلی شامل قرمز، قهوه‌ای، سیاه و زرد اُخرایی است که دوام نسبی نقش‌ها را در برابر عوامل جوی فراهم کرده‌اند.

نقش‌مایه‌های اصلی

  • تصویر جانوران: بز کوهی، گوزن، اسب و دیگر جانوران که اهمیت اقتصادی، نمادین یا آیینی داشته‌اند.
  • صحنه‌های شکار: انسان‌هایی در حال تعقیب یا نشانه‌گیری به سمت جانوران که بازتابی از شیوه معیشت شکارورزی هستند.
  • نقش‌های انسان‌نما: پیکره‌های انسانی در حالات مختلف مانند ایستاده، دویدن یا خم شدن که احتمالاً به رقص، آیین یا مراسم جمعی اشاره دارند.
  • نمادها و نشانه‌های هندسی: نقطه‌ها، خطوط و اشکال ساده که ممکن است نشانگر شمارش، نشانه‌گذاری یا باورهای خاص باشند.

قدمت و گاه‌نگاری نقاشی‌ها

تعیین زمان دقیق نقاشی‌ها به دلیل نبود کربن کافی برای تاریخ‌گذاری رادیوکربنی دشوار است. پژوهشگران بیشتر بر تحلیل سبکی و مقایسه با محوطه‌های همسایه تکیه می‌کنند. دیدگاه غالب، نسبت دادن این نقوش به دوره‌های پیش از تاریخ و احتمالاً هزاره‌های پیش از میلاد است، اما اختلاف نظرهایی نیز وجود دارد که اهمیت پژوهش‌های بیشتر را نشان می‌دهد.

تکنیک اجرا و مراحل نقاشی

احتمالاً هنرمندان از انگشت، قطعات سنگ یا ابزارهای ساده برای انتقال رنگدانه استفاده کرده‌اند. تفاوت در ضخامت و رنگ خطوط نشان‌دهنده مراحل مختلف اجرا یا هنرمندان متفاوت است که بیانگر نقاشی در چند دوره زمانی است.

مقایسه با غار هومیان

غار هومیان که در نزدیکی میرملاس قرار دارد، نقاشی‌های صخره‌ای ارزشمندی دارد. مقایسه این دو محوطه نشان می‌دهد که هنر صخره‌ای لرستان بخشی از یک سنت هنری منطقه‌ای گسترده است که در بازه زمانی طولانی تداوم یافته است.

اهمیت باستان‌شناسی و فرهنگی غار میرملاس

از منظر باستان‌شناسی، میرملاس اطلاعات مهمی درباره الگوهای استقرار، مسیرهای کوچ، روابط انسان و محیط و باورهای نمادین فراهم می‌کند. هنر صخره‌ای به‌عنوان داده‌ای مادی در بستر طبیعی شکل گرفته و تفسیر آن نیازمند پیوند با داده‌های دیگر است.

از نظر فرهنگی، این غار بخشی از حافظه جمعی مردم لرستان است و گواهی بر پیوستگی فرهنگی هزاران ساله این سرزمین به شمار می‌رود. حفاظت از میرملاس اقدامی علمی، فرهنگی و آموزشی است که نسل‌های آینده را نیز در بر می‌گیرد.

زمین‌شناسی غار و تأثیر آن بر هنر صخره‌ای

ساختار زمین‌شناسی منطقه با سازندهای آهکی و فرایندهای انحلالی، بستر شکل‌گیری غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای را فراهم کرده است. سطوح هموار صخره‌ها امکان اجرای نقاشی را برای انسان گذشته آسان کرده‌اند، اما فرایندهای فرسایشی امروز تهدیدی برای بقای نقاشی‌ها هستند. ترک‌های طبیعی، ریزش سنگ و نفوذ رطوبت از عوامل تخریب نقش‌ها به شمار می‌روند که شناخت آن‌ها برای حفاظت ضروری است.

منبع و مطالعه بیشتر: دلگرم

mja.calon

نویسنده مجله گندمک؛ مطالب با تکیه بر تجربه عملی و منابع معتبر تهیه می‌شوند.